تبلیغات
خودم و خودش

دنیا مال کیه؟


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :نریمان پارسی
تاریخ:یکشنبه 24 اردیبهشت 1391-08:41 ب.ظ

چند تا نکته به دختر ها و پسر ها


دختر ها اصولأ  دو دسته هستن  اونا که دوست دارن  متلک بخورن ، اونا که  دوست ندارن متلک بخورن
این مطلب با اوناس که متلک خوردن رو دوست ندارن و نمیدونن  از کجا میخورن به خاطر چه رفتاریه
به قول اونا که میفهمن  هر عملی یه عکس العمل داره
وقتی منه پسر به یه دختر تیکه میندازم  نشون میده که  پلک چشم من  حجاب نداره ((  بعد از یه شکست  تاریخی اون فرد قالب به  حالت تیکه  و مسخره کردن  میگه : چرا زنای شما حجاب ندارن ؟  اون ایرانی هم در جواب میگه : حجاب زنان ما پلک چشم مردان ماست  حالا کلاه خودتون رو قاضی کنید که چقدر ایرانی موندید))
نکته بعدی یه عمل از یه دختره که باعث ایجاد واکنش میشه هر چیز حریم داره  موقع نمایش یک چیز حریم اون شکسته میشه
و توجه رو به خودش جلب میکنه  

حریم عطر یه آدم  دماغ خودشه  نه دماغ 4 نفری که  از کنارش رد میشن پول عطری رو که دادی بزار خودت لذت ببری نه هر کس از کنارت رد شد مفت و مجانی لذت ببره
 
حریم پوشش یه زن موقعیه که بی دلیل یه جا از بدن رو بیرون بندازه  موقع کار تو شالیزار یه استین  بالا میره واسه  کار تو مزرعه شاید تا روی آرنج ولی تو یه مرکز تاکسی بالا رفتن  آستین به اندازه چهار انگشت جلب نظر میکنه

این ها فقط نمونه های رفتاری  واسه اونایی که میخوان متلک نخورن

بوی عطر
نوع کلام
نوع راه رفتن
صدای کفش
و ...
این به عنوان یادگاری از یه پسر داشته باشین که متلک به کسی تو خیابون نمیندازه هر کس هم
از دوستاش انداخت پشیمونش کرد  (( بس که بهش قر زدم ))

خوب گاهی افراد رو به چشم خواهر و مادر خودمون بدونیم  و
دخترا  پسر ها رو زینبی نگاه کنن تو جامعه باشین حرف خودتون رو بزنین ولی نزارین کسی بهتون تجاوزی کنه

اخر مطلب هم اینو میزنم 

خداااااااااااااااااا به چشم مرد ها حجاب و به دختر ها حریم ها رو نشون بده

24 / 2 / 91  




نویسنده :نریمان پارسی
تاریخ:جمعه 22 اردیبهشت 1391-08:23 ب.ظ

یه چیز

یه سایت بازی انلاین هم لینک کردم  واسه سرگرمی  خودم و خودت



نویسنده :نریمان پارسی
تاریخ:جمعه 22 اردیبهشت 1391-08:07 ب.ظ

سلام خانمی

سلام روزت مبارک  
گاهی تبریک خالی خیلی بهتره از  یه دنیا تبریک
چون تبریک خالی ته نداره  
ولی یه دنیا نبریک ته داره  یعنی دو  دنیا  یا سه دنیا نیست 
فقط یه دنیا
پس


روزت مبارک خنده از لبت  امید از دلت دور نشه






نویسنده :نریمان پارسی
تاریخ:دوشنبه 18 اردیبهشت 1391-09:03 ب.ظ

کاش همه چیز مثل ....

وقتی قراره به کسی تجاوز بشه اون تا حد امکان مقاومت میکنه  حتی جون هم میده
ولی وقتی به زندگیت  دینت حق انتخابت فرهنگ تجاوز میشه یا شل میگیریم که درد نگیره
یا منکر تجاوز میشیم
کاش ارزشی که واسه  ک و ننننننمون  قائل میشدیم واسه بعضی چیز دیگه هم قائل بودیم
ارزش فرهنگ و زندگیمون  و ازادیمون بیشتره یا ........




نویسنده :یلدا پارسی
تاریخ:شنبه 16 اردیبهشت 1391-05:58 ب.ظ

یه کوچولو بخند..


یه بازاریابِ جارو برقی درِ یه
 خونه ای رو میزنه،
 و تا خانمِ خونه در رو باز میکنه
 قبل از اینکه حرفی زده بشه،
بازاریاب میپره تو خونه و یه کیسه
 کود گاوی رو روی فرش خالی میکنه و
 میگه:
 اگه من قادر به جمع کردن و تمیز
 کردنِ همه ی اینها با این
جاروبرقی قدرتمند نباشم حاضرم که
 تمامِ این گُـــه ها رو بخورم!
 خانوم میگه: سُــسِ سفید میخوای یا
قرمز؟
 بازاریاب: چــــرا؟
 خانوم: چند وقته برقِ خونه مون
 قطعه ..!




نویسنده :یلدا پارسی
تاریخ:چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391-07:03 ب.ظ

زیباترین عکس سیاه و سفید دنیا

زیباترین عکس سیاه و سفید دنیا


http://s1.picofile.com/file/6513115690/c2c626f0f1e94f06912c.jpg




نویسنده :نریمان پارسی
تاریخ:یکشنبه 10 اردیبهشت 1391-04:25 ب.ظ

دادگاه عشق


هر چیز قیمتی داره ،  واسه رسیدن به یه چیز باید از یه چیز های عبور کرد برای رسیدن به یه کوه باید از راهش گذشت
برای رسیدن به گردو ها باید از درخت بالا رفت  ، ولی برای رسیدن به عشقت گاهی باید از موقعیت های زیادی بگذری
باید از دست های  کار نکردت بگذری  ، باید از  خواب راحتت بگذری  ، باید از دیدن بقیه بگذری و باید یه نفر رو ببینی
همیشه عشق  هزینه داشته  گاهی اونقدر سنگسن بوده که همه جا ثبت شده  ، تو کتاب ها و تو داستان ها و تو نقاشی ها
تو سینه آدم ها و تو لب پدر مادرا واسه بچه ها  تو داد گاه عشق  حکم رو معشوق میکنه و عاشق  تسلیم میشه
قاضی که بگه کنارم باش  
قاضی که بگه برام نمیر برام زندگی کن
قاضی که بگه برات یه دنیا میشم برام یه دنیا باش
قاضی که بگه نمک و شیرینی زندگیم باش
قاضی هر حکمی کنه عاشق  که محکوم به عاشق شدنه
محکوم به موندن و ساختن
اگر معشوق بگه تا ابد تو زندان من بمون
اگه سر سپرد به حکم معشوق  اون عاشق شاه میشه از ته چاه عشق با تمام محدودیت ها به عزیز بودن دنیای  معشوق میرسه
ولی اگه بعد چند ماه  چند سال یا یک عمر از زندانی بودن خسته بشه از فقط یکی داشتن و یکی بودن خسته بشه
معشوق  اونو تنها میزاره  تنها میزاره که خیلی داشته باشه خودش هم
دنبال یه نفر میگرده که یه دونه باشه
تو داد گاه عشق اگه محکوم به موندن کنار هم شدیم  تا چند وقت میتونیم به حرمت حکم از خودمون بگذریم

خدایا لیلی و مجنون و خسرو شیرین روزگارم را افزون و ماندگار تر از همیشه تاریخ بگردان 



نویسنده :نریمان پارسی
تاریخ:یکشنبه 10 اردیبهشت 1391-04:24 ب.ظ

زندگی


زندگی قاب نگاریست که هنگام وداع
دادم  و گفت : عزیزم خوش باش
هرچه گشتم گوشه ،  و کنج آن
من ندیدم به جز از جور  و ستم
یاد دارم که درون گرما
تشنه و خسته و غمگین زمان
داغ  کردی تو مرا با مژگان
به تو گفتم که چرا  داغ زدی
خنده ای از سر تسلیم کلام
گفتی آخر تو چرا تنهایی
من در آنجا به خودم نعره زدم
که چرا بار کسی میگردی؟
رفتم و یاد تو جان را بگداخت
من چو شمع اب شدم از رویت
من بدیدم که زدی بوسه به پیشانی یار
و زمین گشت در آن دم  کوچک
و مرا تاب تماشای تو نیست
به تو نفرین دل عاشق  دل زار
به تو نفرین  دل عاشق دل زار





نویسنده :نریمان پارسی
تاریخ:سه شنبه 5 اردیبهشت 1391-07:45 ب.ظ

تسلیت



حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود

خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود

ای که بستی راه را در کوچه ها بر فاطمه

گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود



نویسنده :یلدا پارسی
تاریخ:پنجشنبه 31 فروردین 1391-04:52 ب.ظ

آکریلامید چیست؟

آكریلامید یك ماده اسیدی سرطان‌زاست كه هنگام سوختن، برشته شدن یا پختن مواد كربوهیدراتی غلات در درجه حرارت بالا در محصولاتی چون نان، بیسكویت، كلوچه، برنج و سیب‌زمینی ایجاد می‌شود. طبق پژوهش دانشمندان، آكریلامید در مقایسه با دیگر مواد سمی شناخته شده در غذاهای مختلف می‌تواند برای انسان‌ها تا 100 برابر خطرناك‌تر باشد.

 مقدار این ماده در سیب‌زمینی سرخ شده و چیپس بیشتر است، اما در كشور ما بیشترین نگرانی از حجم تولید و مصرف آكریلامید در نان است
.
آكریلامید در نان زمانی خود را نمایان می‌كند كه نان بر اثر حرارت زیاد و مستقیم تغییر حالت داده و به رنگ قهوه‌ای یا سیاه درآید و این مشكل اصلی نان‌های مصرفی ماست كه اغلب به صورت سنتی در تنور تهیه و در حرارت زیاد و مستقیم پخته می‌شوند.
این ماده سمی به محض ورود به بدن تجزیه شده و ماده‌ای تولید می‌كند كه می‌تواند با اثر روی DNA و ایجاد جهش در ژن‌ها موجب بروز سرطان، انواع عفونت‌ها، آسیب به سیستم ایمنی و عصبی شود. عوارض عصبی این سم شامل اختلال در هوشیاری، ضعف، تحریك‌پذیری و تغییرات رفتاری است.

اختلالات باروری همچون تغییر در رفتارهای جنسی، ناباروری و سقط، تحریك و قرمزی پوست و چشم‌ها از دیگر عوارض آكریلامید است.
- سلامت خود را فدای طعم لذیذ نان‌های برشته نكنید و اگر قصد خرید نان‌های نازك برشته‌شده‌ای را دارید كه حاوی زیره، كنجد، تخمه و ... هستند آنهایی را كه رنگ روشن داشته و در اصطلاح برشته نشده هستند انتخاب كنید. - از تُست كردن نان اجتناب كنید و در صورت ضرورت نان را در درجه حرارت كم و به مدت كوتاه تُست كنید. - در تركیب سوسیس جهت ایجاد بافت مطلوب از مواد پركننده‌ای چون آرد و نشاسته استفاده می‌شود. این مواد هنگام سرخ شدن سوسیس در روغن منجر به پف كردن و قهوه‌ای شدن آن می‌شوند كه این ویژگی، محصول را بسیار خوش‌طعم و خوش‌ظاهر می‌كند. اما باید بدانید قهوه‌ای شدن بیش از حد كه در نتیجه سوختن تركیبات كربوهیدراتی سوسیس است می‌تواند منجر به افزایش میزان آكریلامید محصول شود. - برای پختن كیك و پیتزا در سینی فر از كاغذ مخصوص استفاده كنید. - از برشته شدن نان حاشیه پیتزا بشدت اجتناب ورزید و در صورت برشته شدن حاشیه آن را دور بیندازید. - برای تهیه ته‌دیگ از نان و سیب‌زمینی استفاده نكنید. - برای خرید نان سوخاری آنهایی را كه رنگ روشن دارند انتخاب كنید و از مصرف بیسكویت و كلوچه‌هایی كه سطح زیرین آنها سوخته است، بپرهیزید.



نویسنده :نریمان پارسی
تاریخ:سه شنبه 29 فروردین 1391-11:57 ق.ظ

پارسیان و ایرانیان


ایرانیان  همیشه به گذشته خود افتخار میکنند
ولی پارسیان خود افتخار افرینی میکردند
ایرانیان همیشه غم را عزیز و شادی ها را خوار میدانند
ولی پارسیان  غم را در دل خود و شادی را با دیگران قسمت میکردند
ایرانیان افتخارشان در جنگ ها تعداد کشته بوده  و فراموش کردن بازماندگان
ولی پارسیان ارج نهادن به ماندگان و تسکین دل خوانواده  رفتگان
ایرانیان زنان فعال را در خیابان با دید بد و زنان خانه دار را محکوم کار منزل میکنند
ولی پارسیان به زنان فعالشان مرخصی برای زایمان و به زنان  خانه دار اسپندگان جاوید را هدیه کردند

حال خود قضاوت کنید ایرانی هستید یا پارسی





نویسنده :یلدا پارسی
تاریخ:شنبه 19 فروردین 1391-04:17 ب.ظ

نمیدونم..

سلام..
نمیدونم چرا حوصله ندارم ..
وقتی میام اینجا هم دلم میگیره
دنبال یه اسم آشنا میگردم
که نمی بینمش..!
داستان را خوندم هرچند قبلا
خونده بودمش..ولی خب جالب بود




نویسنده :نریمان پارسی
تاریخ:جمعه 18 فروردین 1391-10:51 ب.ظ

یه کار دیگه

سال قبل  یه داستان نوشتم  که  واسه اتمامش خیلی طول برد
 یه تیکه از داستان رو میزنم  یه نمه طولانیه  اگه خوشت اومد بگو بقیش رو هم
بزنم

شهرزاد و آرزو



همیشه  خداحافظی یك پایان نیست بعضی وقتها یه شروع دوبارس ،  ساعت حدود  دو نصفه شب بود كه  بهم گفتن  راستی سیر دلت گریه کردی؟


ادامه مطلب



نویسنده :نریمان پارسی
تاریخ:سه شنبه 15 فروردین 1391-10:54 ق.ظ

ای ول

درسته یه مطلب که میزنی فاصلش عید به عیده  ولی خدایی مطلب بود ممنون
حلقه عشق رو با حال اومدی  خیلی دوست دارم خیلی دوش داشتم
تا ته خوندم هر جا بشینم میگم که تو گفتی




نویسنده :یلدا پارسی
تاریخ:دوشنبه 14 فروردین 1391-09:28 ب.ظ

داستانک..

یک روز بعد ازظهر وقتی که جو با ماشین پونتیاکش می‌کوبید که بره خونه   زن مسنی رو

 دید که اونو متوقف کرد. ماشین مرسدسش پنچر بود.

  جو می‌تونست ببینه که اون زن ترسیده و بیرون توی برفها ایستاده تا اینکه بهش گفت: " من جو هستم و اومدم که کمکتون کنم."

  زن گفت:" من از سن لوئیز میام و فقط از اینجا رد می شدم. بایستی صدتا ماشین دیده باشم که از کنارم رد شدن و این واقعا لطف شما بود."

  وقتی که او لاستیک رو عوض کرد و درب صندوق عقب رو بست و آماده شد که بره،

  زن پرسید:" من چقدر باید بپردازم؟"  و جو به زن چنین گفت:

  " شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده‌ام و روزی  یکنفر هم به من کمک کرد همونطور که من به شما کمک کردم. اگر تو واقعا می‌خواهی که بدهیت رو به من بپردازی باید این کار رو بکنی. نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!"

 چند مایل جلوتر، زن کافه کوچکی رو دید و رفت تو تا چیزی بخوره و بعد راهشو ادامه بده.  ولی نتونست بی توجه از لبخند شیرین زن پیشخدمتی بگذره که می‌بایست هشت ماهه باردار باشه و از خستگی روی پا بند نبود.

او داستان زندگی پیشخدمت  رو نمی‌دانست و احتمالا هیچ گاه هم نخواهد فهمید.  وقتی که پیشخدمت رفت تا بقیه صد دلار شو بیاره زن از در بیرون رفته بود. درحالیکه روی  دستمال سفره این یادداشت رو باقی گذاشت. اشک در چشمان پیشخدمت جمع شده بود، وقتی که نوشته زن رو می‌خوند:

  " شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده‌ام و روزی یکنفر هم به

  من کمک کرد همونطور که من به شما کمک کردم. اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو

   به من بپردازی، باید این کار رو بکنی. نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!"

 اونشب وقتی  که زن پیشخدمت از سرکار به خونه رفت، به تختخواب رفت در حالیکه به

  اون پول و یادداشت   زن فکر می کرد.

   وقتی که شوهرش دراز کشید تا بخوابه به آرومی و نرمی به گوشش گفت:

 " همه چیز داره درست میشه. دوستت دارم، جو!"

                                                    ********

 متأسفانه در ایران علی رغم داشتن تمدنی 2500 ساله مدتها است كه این زنجیر به ما ختم شده بطوری كه در هر نوع ارتباط فقط نفع متقابل را می سنجیم و عشق و محبت و ایثار و از خودگذشتی و كمك و همدلی و .... چیزهایی هستند كه فقط  در لغتنامه‌ها یافت می شوند...

 

    بیاییم هر كدام حلقه ای شده و زنجیر عشق را دوباره تشكیل دهیم.

                                     (جلوگیری  ازختم آن، پیشكش)!!!

 

 








  • تعداد صفحات :4
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  

كد موسیقی برای وبلاگ